بسم الله الرحمن الرحيم
اردشير فلاح كردي مدیر مجتمع فنی وحرفه ای و آموزش از راه دور آزما
ارزشيابي
آموزشي
ارزشيابي از دير باز به عنوان يكي از عوامل مهم
موفقيت در نظامهاي آموزشي و تربيتي ، فرهنگی ، هنري ، سياسي و نظامي و اقتصادي
مورد توجه بوده است .
صاحبنظران هميشه در اين تلاش بوده اند كه از ابزارهاي
سنجش و اندازه گيري به بهترين وجه ممكن استفاده نمايند تا بتوانند به نواقص دسترسي
پيدا كرده و در مراحل بعد جبران نمايند و به اهداف نظام تعليم و تربيت و يا
سازمان مورد نظر نزديك و نزديكتر شوند .
امروزه اهميت ارزشيابي بطوري آشكار شده كه هر سازمان
و دستگاه اداري به آن بعنوان يك ضرورت اجتناب ناپذير مي نگرد ، و در اكثر آنها
مسئولين واجد شرايطي بعنوان ارزشياب يا كارشناس مشغول به كار هستند .
ما بر آن هستیم تا نقش ارزشيابي را در نظام تعليم و
تربيت كشور مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيم.
در نظام آموزش و پرورش كشور ، اين مهم از جايگاه خاص
خود برخوردار بوده ، بطوري كه در شوراهاي اداري ، در بالاترين سطوح خود تا پائين
ترين آن ، مسئولين ارزشيابي بعنوان دبير جلسه بايد حضور داشته باشند .
در اصول اعتقادي ما ، ارزشيابي بعنوان يك اصل اساسي
در عدل و معاد مطرح است .
امام علي (ع) در فرمان به مالك اشتر مي فرمايد : " نبايد نيكوكار و بد كار نزد تو
به يك پايه باشند ، كه آن نيكوكاران را از
نيكوئي كردن بي رغبت سازد و بدكاران را به بدي كردن وا دارد . هر يك از ايشان را به آنچه گزيده جزا ده " .
ابتدا لازم است به بررسي و ارائه تعاريف ارزشيابي
بپردازيم ، در كلي ترين سطح ، ارزشيابي "سنجش شايستگي" تعريف شده است.( Popham1975)
تعريف ديگر ،تعريف نسبتا"خوب و كاملتر است كه
توسط گرانباخ(Cronbach 1963) ارائه شده و آن عبارت از " جمع آوري
و ."كاربرد
اطلاعات به منظور تصميم گيري در باره يك برنامه آموزشي تعريف فوق بر
جمع آوري و كاربرد اطلاعات مربوط به عملكرد فراگير به منظور تصميم گيريهاي قابل
اعتماد در زمينه برنامه هاي آموزشي تاكيد مي كند كه در مقايسه با تعريف " سنجش
شايستگي " گامي مهم به جلو
محسوب مي شود . اما اين تعريف باز هم به قدر كافي روشن نمي كند كه ارزشيابي چيست ؟
. تعريف ديگري كه بيباي ارائه داده است به شرح زير مي باشد : ارزشيابي " فرايند
جمع آوري و تفسير نظامدار شواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي با چشم داشت به
اقدامي معين بينجامد"
ارزشيابي و نقش آن در آموزش و
پرورش
تعليم و تربيت بدون ارزشيابي معنا ندارد و فاقد
اعتبار است ، ارزشيابي مي تواند انجام آزمون ، تست ، ... باشد و يا به تعبير
روانشناسان آموزش و پرورش را در تغيير رفتار مي توانيم ارزشيابي كنيم .
لذا آموزش و پرورش
هميشه در كنار ارزشيابي قرار دارد و جزء لا ينفك نظام
تعليم و تربيت محسوب مي شود .
نتایج بدست آمده از یک تحقیقات به شرح زیر است: 1-
آموزش و پرورش بایددارای یک نظام ارزشیابی منطقی باشد تا بازخورد لازم را به منظور بهبود عناصر
"درونداد " و بهینه سازی محصولات " برونداد " انجام دهد .
2- ارزشیابی به منظور تداوم حیات سازنده نظام آموزش و
پرورش ضروری است .
3- مدیران و معلمان از عناصر حیاتی آموزشی هستند و
عملکرد آنان کل نظام تعلیم و تربیت را تحت تاثیر قرار
می دهد .
سنجش در آموزش عبارت است از به دست آوردن اندازه ها و
اطلاعات مربوط به یک رفتار خاص ، ولی ارزشیابی ، علاوه بر سنجیدن توانائی ، مقایسه
نتایج سنجش با ضوابط و معیار معین نیز هست .
يكي از جنبه هاي تاسف انگيز شرط ارزشيابي از اينجا
ناشي مي شود كه در آغاز افراد زيادي ارزشيابي را فعاليتي مي دانستند كه به منظور رضايت خاطر يك
سازمان و تامين كننده بودجه در بيرون ، صورت مي گيرد و آن را جزئي لايتجزا از فعاليت
آموزشي نمي انگاشنتد .
تايلر ارزشيابي را در اصل ، سنجش عملكرد فراگير با توجه به هدفهاي برنامه مي دانست .
از ديد تايلر ، ارزشيابي عملا" مترادف چيزي بود كه پيشتر به نام ارزيابي
فراگير تعريف شد . تايلر اصرار داشت كههدفهاي آموزشي
به روشني تدوين شوند و از آنها
به عنوان پايه اي براي ايجاد ابزارهاي ارزشيابي استفاده شود . نتايج حاصل از كاربرد
چنين ابزارهائي به فرد امكان خواهد داد تا ميزان موفقيت در نيل به هدفهاي برنامه مشخص
كند و در نتيجه او را قادر مي سازد تا در مورد موفقيت برنامه قضاوت كند .
تني چند ازصاحبنظران اخيردر زمينه بسط نقش ارزشيابي
به اظهار نظر پرداخته اند ، استدلال آنها اين است كه وفاداري بيش از حد به هدفهاي
يك برنامه ممكن است عاملان ارزشيابي را در موقعيت بسيار دشواري قرار دهد .
ارزشيابي ، آخرين حلقه از فعاليتهاي آموزشي معلم و تكميل كننده
ساير فعاليتهاي اوست . در عين حال ، ارزشيابي
واقعي در روش هاي فعال ، مقدمه و تكوين و ادامه فعاليتهاي معلم درفرايند تدريس است
.در اين فعاليت معلم با استفاده از روش ها و فنون گوناگون اندازه گيري و ارزشيابي
،بازده يادگيري دانش آموزان را مي سنجد و ميزان توفيق آنان را در دست يابي به
هدفهاي آموزشي تعيين مي كند . همچنين با انجام دادن اين فعاليت ، ميزان موفقيت و
شكست خود را در پياده كرده مراحل متفاوت طرح هاي تدريس تعيين مي كند . از اين رو ،
ارزشيابي
قبل از هر چيز بايد ابزاري باشد تا معلم نقائص و عيوب كار خود را در جريان آموزش
درك كند و پس از آن فراگیران آن
بفهمند كه در چه سطحي از يادگيري قرار دارند و از اين طريق ، ضعف ها و كاستي هاي
خود را در جريان يادگيري بر طرف كنند . با اين وصف ، منظور از ارزشيابي فقط مشخص
كردن نمره از طريق برگزاري امتحان رسمي نيست،بلكه هدف ، سنجش توانائي هاي دانش آموزان
و كيفيت تدريس معلم براي بهبود فرايند يادگيري است .
ارزشيابي بخشي از فرايند ياد دهي و يادگيري است و جدا از آن
قرار نمي گيرد . البته تاكنون در باره پي آمد
هاي ارزشيابي به سبك و سياق امتحانات پاياني و ترم ، مكرر صحبت شده و پيآمد هاي
منفي آن،كه از نظر ذهني و عاطفي فراگیران
را در هاله اي از ترس و اضطراب قرار مي دهد به خوبي در کتب و نشریات مختلف توسط صاحبنظران بيان شده است .
نخستين گامي كه در ارزشيابي برداشته مي شود ،اين است
كه " چه چيز بايد ارزشيابي شود و انتظار داريم چه نوع تغييراتي در رفتار دانش
آموزان پديد آيد ؟ از همين جا تفاوت ديدگاهها آغاز مي گردد.آيا هدف ،سنجش دانسته
ها است يا سنجش تمايل به دانستن ؟ . آيا هدف ، اندازه گيري مقادير ذخيره شده در انبان حافظه
است يا هدف ، اندازه گيري مطالب است كه
فرد در ساختار ذهني خود دروني كرده است ؟
آيا مقصود از ارزشيابي، تلاش براي تطابق " داده " يا " ستاده " يا
" درون داد "
يا " برون داد " است يا هدف، شناسائي ميزان تغييرات و تحولاتي
است كه درذهن دانش آموز بر اثر آموزش هاي مورد نظر ايجاد شده است ؟
آيا منظور از ارزشيابي ، اندازه گيري ميزان اطلاعات
دريافت شده است يا اندازه گيري ميزان علاقه به شناخت و معرفت بيشتر است ؟ در واقع
، آيا مي توان به جاي آن كه ميزان غذاي خورده شده را اندازه گيري كنيم ، ببينيم كه
اشتهاي فرد چقدر است ؟ به عبارت ديگر ، به جاي اين كه ارزشيابي كنيم تا چه ميزان
ياد گرفته است ،ببينيم كه تا چه ميزان اشتهاي ياد گيري و عشق به آن را دارد و به
جاي آن كه دايره معلومات او را بسنجيم ،گستره سئوالات و مجهولات او را اندازه
گيري كنيم .
اينجاست كه دو ديدگاه متفاوت و گاه متضاد در ارزشيابي
، رو در روي هم قرار مي گيرند ، ديدگاه اول اندوخته ها و محفوظات ذهني و ديدگاه
دوم مدركات و مجهولات ذهني را اندازه گيري مي كند ، كه در ديدگاه اول سئوال محوري و در ديدگاه دوم پاسخ
محوري ملاك ارزشيابي است .
خلاصه آنكه بر اساس نظر انديشمندان ، مي توان به اين
نتيجه رسيد كه نوع روش هاي تدريس خود بخود نوع ارزشيابي را نيز مشخص مي كند .
معلماني كه با روش هاي منفعل ، مستقيم و همراه با
بارش پاسخ هاي آماده ،دانش آموزان را در يك جاده يك طرفه قرار مي دهند تا هر چه
كه به آن ديكته مي شود ، حفظ كنند ،مسلما" د رانتخاب روش ارزشيابي نيز از
همان روش انفعالي و حافظه سنجي استفاده مي كنند . در واقع ماهيت ارزشيابي از
آموخته ،نشان دهنده ماهيت روش و نگرش معلم در فرايند تدريس است .
هنگامي كه ما از دانش آموزان انتظار داريم به جاي طرح
مسئله، به حفظ كردن راه حلها بپردازند ، به جاي گسترش ذهن خود به تراكم معلومات
آماده اكتفا كنند و به جاي انتخاب تفكر و راه هاي متباعد ، به تفكر همگرا و را ه
هاي متفاوت گرايش يابند،در هنگام ارزشيابي پاياني نيز همين انتظار را داريم. در
اين صورت ، پاسخ ها و راه حلها يي درست است كه از قبل تعيين شده باشد و همه به
شيوه معمول و موسوم به آن برسند طبيعي است كه محصول اين نوع يادگيري و ارزشيابي
جز فلج كرده و خاموش كردن كنجكاوي و مرگ خلاقيت نيست .
امتحان
امتحان عبارت است از " تعيين ميزان تغييرات حاصل
در جنبه هاي خاصي از رفتار دانش آموز در فواصل زماني معين و در جهت نيل به هدفهاي
آموزشي و پرورشي ."
با توجه به اين تعريف ،ملاحظه ميشود كه امتحان به
گونه اي منظم با طراحي از پيش تعيين شده انجام مي گيرد ، مستلزم قضاوت آگاهانه در
باره اطلاعات به دست آمده بر اساس ملاك هاي معين است و بر اساس يافته هاي امتحان ،
معلمان و مدرسان در جهت اصلاح و بهبود روشها،برنامه و وسايل آموزشي كوشش مي كنند
. در واقع ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان يكي از وظايف اساسي معلمان است كه
از طريق امتحان صورت مي گيرد .
اگر رشدتفکرخلاق یکی ازهدفهای برنامه (امتحان) باشد،گرفتن
پیش آزمون وپس آزمون (Pre-and Post-testing )
از دانش آموزان مناسب خواهد بود . به عبارت دیگر ، قبل و بعد از مجموعه ای از
تجربه های یادگیری خلاق ، میزان رسائی ، انعطاف ، آراستگی و ابتکار در
عملکرد هر دانش آموز را اندازه
گیری کنید .
انواع امتحانهائي كه معلمان در کلاس براي ارزشيابي
دانش آموزان تدارك مي بينند ، هدفهائي را دنبال مي كند كه مي توان آنها را به شرح
زير خلاصه كرد .
1- تعيين ملاك ارتقاء دانش آموزان و طبقه بندي آنان .
2- كمك به فراگيران براي آشنائي به هدفهاي آموزشي
درسي .
3- برانگيختن رغبت
فراگيران به يادگيري .
4- تصميم گيري براي شروع مراحل
بعدي تدريس .
5- اصلاح روش تدريس .
6- كمك به يادگيري فراگيران
با توجه به اينكه شيوه ها و روشهاي اعمال شده در نظام
تعليم و تربيت براي ارزشيابي ،بيشتير در امتحانات نمود يافته است ، علي رغم اين
كه امتحان بعنوان جزئي از ارزشيابي هاي آموزش و پرورش است در اين مقاله هم
امتحانات جزئي از ارزشيابي به حساب آمده .
ارزشيابي در واقع تعيين كننده ميزان هدفهاي آموزشي و
پرورشي است که از طريق بكار گيري روشها و شيوه هاي ياد گيري بدست می آید ،و با
توجه به اينكه معمولا"هدفهاي مورد نظر بايد در رفتار ياد گيرندگان قابل
مشاهده باشد ،بنا بر اين فرايند ارزشيابي عبارت خواهد بود از تعيين آنكه تغييرات
رفتاري مطلوب عملا" تا چه ميزان در مخاطبين ايجاد شده است ؟ .
هر برنامه آموزشي و پرورشي متضمن چندين هدف تربيتي و
آموزشي است و چون بين نتيجه ارزشيابي تقريبا"براي هر هدف يك نمره يا عبارت
وصفي معين كه با هدف متناسب باشد بكار مي رود ، بايد به اين نكته توجه داشت كه نتيجه
حاصل از بكار بردن وسايل ارزشيابي يك نمره تك و تنها با يك عبارت وصفي منفرد نيست
.بلكه نتيجه اي كه از ارزشيابي بايد بدست آيد عبارت خواهد بود از يك مجموعه جامع
تجزيه و تحليل يافته كه بيان كننده ياد گرفته ها و معلومات فعلي فراگيران باشد .
اين در حالي است كه با امتحانات هماهنگ ،همه فرا گيران بدون توجه به تفاوتهاي
فردي در يادگيري و ياد دهي تنها با يك معيار سرد و خشك مورد اندازه گيري قرار مي گيرند.
ارزشيابي بايد اثر قاطعي در يادگيري داشته باشد و اين
راه ، يكي از راههاي مهمي است كه مدارسمي توانند از طريق آن به پيشرفت و موفقيت
دست يابند . در حاليكه با بررسي نتايج امتحانات در نظام آموزشي و پرورشي ملاحظه
خواهيم كرد كه نتايج بدست آمده از امتحانات و ارزشيابي رابطه معكوس با يادگيري
فراگيران دارند .
بطور كلي در اغلب موارد آموخته هاي دانش آموزان تنها تا زمان دريافت
نمره و براي دريافت آن در حافظه و ذهن فراگيران مانده و پايدار است و پس از
برگزاري امتحانات و شرايط ايجاد شده در نظام ارزشيابي اكثر فراگيران هر آنچه آموخته
اند خواسته و ناخواسته فراموش مي كنند . لذا روش سئوال محوري مي تواند به اهداف
آموزشي نزديك و نزديكتر باشد .
خلاصه اينكه نقش ارزشيابي در آموزش و پرورش بر كسي
پوشيده نيست و عامل ارزشيابي ، در مقام فردي و حرفه اي در صحنه آموزش ، مي تواند
سهمي مهم در كمك به يك فعاليت آموزشي به عهده داشته باشد .
اما تشخيص اين واقعيت نيز اهميت دارد كه كاري كه يك
عامل ارزشيابي مي تواند انجام دهد نيز محدوديتهايي دارد كه بايد به آن توجه داشت .
در پایان باید به این نکته دقت داشت که با توجه به روند روشهای آموزشی در جهان امروز آموزشهای غیر حضوری و الکترونیکی (آموزش از راه دور) جایگاه خود را پیدا کرده و فرد می تواند در شرایط خاص با بکارگیری فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در روش تدریس و یادگیری از طریق شبکه های الکترونیکی و اینترنت که به سادگی از طریق شبکه های وب جهان گستر قابل دسترسی است با مجرب ترین و عالم ترین اساتید در رشته های مختلف ارتباط برقرار کرده و آموزشهای لازم را ببیند . یونسکو این دوره آموزشی ( فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در آموزش از راه دور ) را به عنوان بخشی از سیاست خود تعیین کرده تا به توسعه و ایجاد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در آموزش از راه دور و در اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور کمک کند .
نکته مهم اینکه نظام تعلیم و تربیت کشور باید زمینه های گسترش و توجه به این مراکز را با دقت مد نظر قرار داده و به جای بی مهریها و بی اعتمادیها نظارت و توجه و مدیریت در این مراکز را تقویت کرده و اعتبارات لازم برای ادامه تحصیل فراگیران و بازماندگان از تحصیل را فراهم آورد.چرا که تاکنون بار سنگینی از مسئولیت های نظام آموزشی کشور بر عهده این مراکز و مدارس بوده و خیلی از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهها و موسسات آموزش عالی برگرفته از این مدارس بوده و خواهند بود.
البته لازم به یادآوری است که انتقال مفاهیم تربیتی از طریق ارتباط مستقیم و جهره به چهره با مربیان و معلمان و اساتید اصل تربیت و غیر قابل انکار بوده و این تعاملات به انتقال و دریافت رفتارهای تربیتی که اساس شکل گیری تحولات انسانی می باشد نقش اول را دارد .
فهرست
منابع و مآخذ:
1- دستور العمل نحوه انطباق – دفتر ارزشيابي ،بازرسي و
رسيدگي به شكايات –
وزارت آموزش و پرورش –
چاپ اول –
ص 7 –
تير ماه 73.
2- كريمي ، عبدالكريم – ماهنامه فرهنگي آموزشي معلم – شماره 3 – سال شانزدهم – تهران – آذر ماه 76 – ص 28 .
3- شريفيان ، احمد – راهبردهائي براي افزايش كيفيت
ارزشيابي –
ماهنامه تكنولوژي آموزشي –
وزارت آموزش و پرورش –
شماره 1 –
سال سيزدهم –
تهران –
مهرماه 77 –
ص 27.
4- براتيان ، عليرضا – " اثرات منفي امتحانات
هماهنگ در آموزش و پرورش " روزنامه جمهوري اسلامي – سال بيستم – شماره 5669- ديماه 77 .
5- ولف،
ريچارد –
ارزشيابي آموزشي –
ترجمه عليرضا كيامنش –
انتشارات مركز نشر دانشگاهي – تهران –چاپ اول – سال 71.
6- یغما ، عادل ، طراحی آموزشی-وزارت آموزش و پرورش – انتشارات مدرسه – تهران –چاپ چهارم – 77.
7-لروکس ، جانیس و مک میلان ، ادنا – یاد دهی هوشمند- مترجمان علی
رووف و حمید رضا فاطمی پور –
انتشارات موسسه فرهنگی منادی تربیت – تهران –چاپ اول تابستان 81 ص 143 .
8-احمدی غلامرضا و حکیمی سید حسن – بررسی مسایل و مشکلات شیوه های موجود ارزشیابی ... – فصلنامه مدیریت
- وزارت آموزش و پرورش –
دوره هفتم – تابستان 79- شماره 26 .